الشيخ حسين المظاهري
52
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )
اتمام عمل و دفعتا به تملّك كارفرما درآيد ، امّا سود اضافى پس از اتمام عمل و بوجود آمدن تمام فائدهكار متجسّدپيدا مىشود . بنابراين سود اضافى وقتى پيدا مىشود كه فائده كاركار متجسّد - ملك كارفرماست ، و چون سود اضافى تابع كار متجسّد است بايد گفت سود اضافى متعلّق به كارفرماست . به عبارت ديگر قبل از حصول سود اضافى ( يا قيمت تبادلى به تعبير ماركس ) : همهى كار به تملّك كارفرما درآمده است پس سود اضافى نيز خودبخود ملك او خواهد بود . وايراد ديگر آنكه ماركس سرمايه و مديريّت و محلّ كار و ماشينآلات و ابزار كار و مالياتهاى مستقيم و غير مستقيم را ناديده گرفته است ، و در واقع اجحافهاى كارفرمايان نظام سرمايهدارى بر كارگران و بر مصرفكنندگان و بر سرمايهداران جزء و زدوبند با دولت و تقلّبها و چپاولها و استثمارها كه موجب تراكم بىرويهى ثروت و سرمايه در دست گروهى و باعث شكاف طبقاتى در جامعه است ، او را بر آن داشته كه بگويد سود اضافه بر مزد به كارگر تعلّق دارد ، و در عين حال مىدانسته كه اين فرضيه و دليل اين فرضيه درست نيست ، و لذا بارها در قانون ارزش و ارزش اضافى عقبنشينى كرده است . امّا اگر سرمايه را كه آن نيز كار متجسّد بوده و مربوط به كارفرماست و مديريت كارفرما و اجرت محل كار و استهلاك ادوات كار و اجرت ادوات كه آن هم كار متجسّم است و به كارفرما تعلّق دارد به حساب بياوريم و هزينهها و مالياتهاى مستقيم و غير مستقيم را كه بر عهدهى كارفرماست در نظر بگيريم ، و نيز بدانيم كه به كارگر بايد مزد عادلانه داده شود و بدانيم كه اجحاف بر مصرفكننده و اضرار ديگران به هر شكل ممنوع است و نظارت ملّت و دولت را بر كارخانه و روش كار و توليد مصرف قائل باشيم ، ديگر سود غير عادلانهيى در كار نخواهد بود تا نزاعى لازم آيد .